مهندس تبریزینیا یکی از قدیمیترین معلمان هنرستان تاریخی «شهید بهشتی» میگوید: حوالی ۱۳۲۰ هنرستان صنعتی پاسوز اتفاقات جنگ میشود و دانشآموزان و معلمان آن اغلب بار سفر به تهران میبندند.
محله
راهنمایی
محله راهنمایی در دهه سی بخشی از قلعه آبکوه محسوب میشد و پیشه ساکنان قدیمی آن کشاورزی بود. خیابان خاکی و چهار متری راهنمایی در دهه پنجاه عریض و آسفالت شد. راستهبازار محله نیز از همان زمان به مرور شکل گرفت و اکنون یکی از بازارهای برند تهیه پوشاک در مشهد است. قرار گرفتن اداره راهنمایی و رانندگی در این محله دلیل نامگذاری آن است.
سیدعلی حسینپور، پژوهشگر و نخبه محله راهنمایی تا کنون مقالات بسیاری در حوزه شهرسازی نوشته است. او که چاپ کتاب در این حوزه را در پرونده کاری خود دارد، برای بهترشدن شهرش تلاش میکند.
مرتضی نظریان، از جوانی رویای نوشتن داشته و حالا حاصل سفرها و تجربیاتش را در قالب داستانهای کوتاه مذهبی، تاریخی و اجتماعی مینویسد و چهار کتاب دستنویس نیز دارد که به تجربه روزهای شیرینش پرداخته است.
دکه کوچک علی ظاهربخش در محله راهنمایی با انبوهی از مجلات، به پاتوق فرهنگی تبدیل شده است. او که ۱۶ سال در کنار پدرش حرفه دکهداری را آموخته، اکنون سکاندار یکی از پربارترین دکههای شهر است.
نبش سهراه راهنمایی مشهد، مغازه کوچکی با مانتوهای اسلیمی وجود دارد، که مدلهای غربی را زیرپا گذاشته و به اصالت ایرانی توجه دارد. اینجا مغازه حسین مهدوی است.
نفس نعمتی از کودکی آموزش زبان انگلیسی را شروع کرده است و در دوره مقدماتی المپیاد بینالمللی زبان انگلیسی امتیاز عالی کسب کرده و بهزودی در مرحله دوم آن شرکت خواهد کرد.
محمدرضا دهقانپور و خانوادهاش از ساکنان قدیمی محله راهنمایی هستند. پدرش سال۱۳۴۵ قطعهزمینی میخرد و خانه را میسازد. آن زمان اینجا به قلعه احمدآباد معروف بوده است و مردم در آن گندم میکاشتند.
«علی دامغانی» این اطمینان را دارد که اگر با استادش قالیشویان آشنا نمیشد، اکنون در سن بیستسالگی در دانشگاه فردوسی رشته فیزیک را نمیخواند و مسیر دیگری را میرفت.
نام رسمی این پارکینگ مکانیزه «مگاپا» است؛ طراحی این پارکینگ، کاهش فضای زیربنای پارکینگی در مجتمعها و کاهش زمان مالکان خودروها برای یافتن پارکینگ و پارککردن خودرویشان را به ارمغان آورده است.
غلامعلی بیکمرادی آزادهترین آزاده مشهد میگوید: وقتی مشهد را بعد از ۱۰ سال دیدم، باورم نمیشد این همان شهر، و اینجا همان محل زندگی ما باشد. همه چیز عوض شده بود.
اگرچه ژیمناستیک انتخاب اول بهاره باهران بود، در ادامه برای دنبالکردن ورزش حرفهای به توصیه مربی و بزرگترها تصمیم گرفت بهسراغ کاراته برود.
شهید صابر زمانی هرسال تاسوعا و عاشورا را در حرم میگذراند و آن سال هم تاسوعا به همراه همسر و پسر دو سالهاش حرم رفته بودند؛ روز عاشورا، اما انگار میدانست قرار است اتفاقی بیفتد، تنهای تنها رفت.
محمدعلی حاجتبیگی رزمنده محله راهنمایی میگوید: آخرین قوطی لوبیا را بهسمت تانک آنها پرتاب کردیم. عراقیها فکر کردند، خمپاره است و از تانک بیرون ریختند و فورا دستها را بالای سر گرفتند.
احمد عابدیان تعریف میکند: شرایط به قدری حساس بود که دوستانمان که بر زمین میافتادند، فرصت نشستن بالای سرشان و گرفتن دستشان و وداع و وصیت نبود. هدف مهم بود؛ بازپسگیری مهران.
تاکسیرانان خط سهراه راهنمایی تا میدان فردوسی در روز اربعین به یکهزار و ۵۰۰ تن از زائران و مجاورانی که پیاده به سمت حرم آقا علیبن موسیالرضا (ع) رهسپار بودند، غذای نذری دادند.
در تاکسی آقای عبداللهی در خط فردوسی تا راهنمایی کتاب بخوانید، شعر بشنوید و موسیقی آرامشبخش گوش کنید.
مسجد جوادالائمه (ع) در محله راهنمایی با تأسیس کانون فرهنگیهنری علاوهبر آموزش مسائل دینی، به آموزش حوزههای فرهنگی و هنری نیز میپردازد و استقبال خوبی از آن شده است.
نقاشی بهار باهران جواز حضور در سیویکمین دوره مسابقات جهانی نقاشی کودک ژاپن را پیدا کرده و ازطریق پست برای داوران این مسابقه جهانی ارسال شده است.
در یک گشتزنی اطلاع دادندیک دستگاه موتور آپاچی بدون پلاک با دو سرنشین جوان که صورتهایشان را با شال پوشاندهاند، اقدام به کیفقاپی کردهاند. در همان جریان تعقیبوگریز یک تیر از طرف آنها شلیک شد و به کمر من خورد.
دوستداران ادب و هنر مشهد، نام خانهاش در خیابان راهنمایی را «خانه بانو» گذاشتهاند. در این خانه آمنه فاضل از خاطرات زندگی مشترکش با مرحوم دکتر حسین امینی میگوید.